عزیزم این جمله رو از تو شنیدم : کاش می شد اما آنقدر عمر ما طولانی نیست که مسیر زندگی را یکبار برای کسب تجربه بپیماییم و بار دیگر برای به کار بردن آن.

عزیزم ما با همه ی تجربه هایی که آموخته ایم

 و با همه ی داشته ها و نداشته هایمان و با همه ی اشتباهات و گذشتهایمان و فرصتهای سوخته و تحمل هزاران درد و اندوه قلب هایمان را در کنار هم گذاشته ایم

 چرا که ساده و صمیمی هستیم و خدا همیشه با ماست و عشق گذشت و فداکاری است و صمیمیت و تعهد و هوس.


بیشتر از تصورم این مرد رو دوست داشتی

و من مدیون محبتهات و گذشتهات و فداکاریهات هستم

و تا نفس دارم تنها و باز تنها با تو نفس خواهم کشید و با تو خواهم ماند که تو خود من و وجود من هستی.

بیا با هم دل به دریا بزنیم و گاهی با هراس و گاهی با شجاعت قدمهایمان را در مسیر زندگی برداریم

 مسیری که در طول آن دستهای پنهان الهی کمکمان خواهد بود و ایمانمان فانوس این راه.


مسیری که دستهایت را محکمتر خواهم گرفت و با تکیه بر ایمانت و قلبت و صداقت ات و سادگی ات به انتها خواهیم رسید.

خدا منتظر است که ما را در آغوش بکشد که او حقیقت واقعی ماست.

گامهایت را محکمتر بردار صدای درونت را بشنو و اعتماد کن و باور کن که تنها من و تو خواهیم ماند.

و مطمئن باش رنگ دستهایت هیچوقت از دستهایم پاک شدنی نیست

و تو را میخواهم که یک عمر همراه و همسفر زندگی من باشی.

خیلی دوستت دارم

دوستدار همیشگی ات : اشکان