دلنوشته ایی برای معشوقه ام ...
عزیزم ما با همه ی تجربه هایی که آموخته ایم
و با همه ی داشته ها و نداشته هایمان و با همه ی اشتباهات و گذشتهایمان و فرصتهای سوخته و تحمل هزاران درد و اندوه قلب هایمان را در کنار هم گذاشته ایم
چرا که ساده و صمیمی هستیم و خدا همیشه با ماست و عشق گذشت و فداکاری است و صمیمیت و تعهد و هوس.
بیشتر از تصورم این مرد رو دوست داشتی
و من مدیون محبتهات و گذشتهات و فداکاریهات هستم
و تا نفس دارم تنها و باز تنها با تو نفس خواهم کشید و با تو خواهم ماند که تو خود من و وجود من هستی.
بیا با هم دل به دریا بزنیم و گاهی با هراس و گاهی با شجاعت قدمهایمان را در مسیر زندگی برداریم
مسیری که در طول آن دستهای پنهان الهی کمکمان خواهد بود و ایمانمان فانوس این راه.
مسیری که دستهایت را محکمتر خواهم گرفت و با تکیه بر ایمانت و قلبت و صداقت ات و سادگی ات به انتها خواهیم رسید.
خدا منتظر است که ما را در آغوش بکشد که او حقیقت واقعی ماست.
گامهایت را محکمتر بردار صدای درونت را بشنو و اعتماد کن و باور کن که تنها من و تو خواهیم ماند.
و مطمئن باش رنگ دستهایت هیچوقت از دستهایم پاک شدنی نیست
و تو را میخواهم که یک عمر همراه و همسفر زندگی من باشی.
خیلی دوستت دارم
دوستدار همیشگی ات : اشکان