دلنوشته ایی برای معشوقه ام ...

عزیزم این جمله رو از تو شنیدم : کاش می شد اما آنقدر عمر ما طولانی نیست که مسیر زندگی را یکبار برای کسب تجربه بپیماییم و بار دیگر برای به کار بردن آن.

عزیزم ما با همه ی تجربه هایی که آموخته ایم

 و با همه ی داشته ها و نداشته هایمان و با همه ی اشتباهات و گذشتهایمان و فرصتهای سوخته و تحمل هزاران درد و اندوه قلب هایمان را در کنار هم گذاشته ایم

 چرا که ساده و صمیمی هستیم و خدا همیشه با ماست و عشق گذشت و فداکاری است و صمیمیت و تعهد و هوس.


بیشتر از تصورم این مرد رو دوست داشتی

و من مدیون محبتهات و گذشتهات و فداکاریهات هستم

و تا نفس دارم تنها و باز تنها با تو نفس خواهم کشید و با تو خواهم ماند که تو خود من و وجود من هستی.

بیا با هم دل به دریا بزنیم و گاهی با هراس و گاهی با شجاعت قدمهایمان را در مسیر زندگی برداریم

 مسیری که در طول آن دستهای پنهان الهی کمکمان خواهد بود و ایمانمان فانوس این راه.


مسیری که دستهایت را محکمتر خواهم گرفت و با تکیه بر ایمانت و قلبت و صداقت ات و سادگی ات به انتها خواهیم رسید.

خدا منتظر است که ما را در آغوش بکشد که او حقیقت واقعی ماست.

گامهایت را محکمتر بردار صدای درونت را بشنو و اعتماد کن و باور کن که تنها من و تو خواهیم ماند.

و مطمئن باش رنگ دستهایت هیچوقت از دستهایم پاک شدنی نیست

و تو را میخواهم که یک عمر همراه و همسفر زندگی من باشی.

خیلی دوستت دارم

دوستدار همیشگی ات : اشکان

تولدم_

خیلی خنده داره که ندونی کی به دنیا اومدی !!

فقط چون ۲۷ دیماه از پرورشگاه بیارندت و مسولا بگن ۴۰ روزشه

تاریخ تولدت بشه ۱۶ / آذر /۶۵

خیلی تاسف باره که ندونی چه کسی تو رو ۹ ماه تو شکمش داشته !!

ندونی کجا به دنیا اومدی !!

ندونی چــرا کسی که تو رو زائید گذاشتت پرورشگاه !!

مــن یه بچه پرورشگاهی ام !

۴۰ روزه بودم که اومدم تو خانواده ایی که ۷ سال از ازدواجشون میگذشت  بچه دار نمیشدند !

پــدر و مادرم شدند مجــیــد و سیمــا !

۵ سالمــ بود که مجیــد تو تصادف همون لحظه جونشو از دست داد !

ســیـــمــا از جوونیش گذشت و منو بزرگ کـــرد !

سیما شد پدر و مادر نداشته امــ

همه کسم شد !

همزبونمــ شد !

منو به همه آرزوهام رسوند !

روزی که مدرک کارشناسی ارشدم اومد اشک میریخت !

هیچــی واسمــ کم نذاشت !

هرسال واسمـ تولد گرفت !!

امــروز ۲۵ ساله شدمــ !!!

همه بهم تبریکــ گفتند !

سیما با بوسه هاش که صبح از خواب بیدارم کرد و گفت تولدت مبارک پسرخوشگلم !

آبتین با اس ام اس : آی پسرک .. تولد۲۵ سالگیت  مبارک

و ....

نـــدا واسم کامنت گذاشته بود !

باورم نمیشد تولدمو یادش باشه !!

یکسال دیــگـــــر گذشت و من هنوز در پی این هستم که بدونم اصلم از کجاست !

شاید از یک مــرد معتاذمــ !

شاید  از زنــی فاحشه !

شاید از زنــی بدبخت !

شاید از مـــردی خائن !

امــا اون زن و مـــرد هرچه که بودند !

حــق من پرورشگـــاه نبود !!

 

 

پی نوشت : امروز روز دانشجو بود ! روزتون مبارک !

پی نوشت : ۳ سال پیش .. روز عرفه و تولدم و روز دانشجو یکی شد

! حاجی شده بودم و تو صحرای عرفات بودم ... عجب تولدی بود ۲۲ سالگی ام !

دلم گرفت ای هم نفس/پرم شکست تو این قفس

دلم گرفته از همه کس از همه چیز...

تنها چیزی که این روزا تو وجودم میبینم عادته...

عادت...

عادت به مزاحمی که روزی ۳۰۰۰۰ بار زنگ میزنه و فوت میکنه.

واسم آهنگ میذاره... فوت میکنه... اس ام اس های عاشقونه میده...

عادت کردم به همه به همین مزاحم.. به صدای زنگ تلفنش..

به زودپاشدن از رختخواب... به سحرخیزی و از اون ور شب زنده داری...

به صبحونه مفصل خوردن.. به دانشگاه رفتن و نمره بالا گرفتن...

به حرص دادنام به مامان سیما... به دوستای گلم(بهزاد و امیرمسعود)

به شهرم اصفهان . به کشورم ایران. به وب نویسی.

به عاشق نشدنم. به بی احساسیم.. به اینکه دلم ۳ بار ۳ تا رد پای متفاوت روش مونده.

به جروبحث های بی خودی و الکی...

به خوش بودن با بهزاد.. به درددل هام با آبتین.. به خوونه ام.. به ماشینم ..

به اتاقم .. به گیتارم که زیر بار غصه هام تنها کسیه که میتونم بهش تکیه کنم..

به اشکان شاملو و تو نمیدونی من چی کشیدم...

به نیکلاس و no.volvere اش... به متین وجودیم.. به اشکان بیرونیم..

به کسی که خیلی وقته جاش تو زندگیم خالیه...

به پیام دوست عزیزم.. به sms های سعیدرضا..

به آرشه شکسته ویلنم .. به درخت بهار نارنج حیاط که داره برگهاش زرد میشه..

به پنجره اتاقم که هرروز ازش شاهد طلوع خورشیدم...

به پله های اتاقم که هرروز ازش میخورم زمین...

به عکسم که نقاش اسپانیایی واسم کشید و به دیوار اتاقم نقش بسته..

به خاطرات خط خطیم که رو دیوار نوشتم و پای هر کدوم امضا کردم...

به جای سنگ داغی که گذاشتم رو دستم تا دیگه عاشق نشم...

به حسرت بابای نداشتم..

به سیمایی که واسم هم مامانه. هم بابا.. هم خواهر و هم برادر..

به خودم.. .. حتی به bibak بودنمم عادت کردم...

به همه عادت دارم حتی به مرگ تدریجی ام....

 

پی نوشت:

۱)اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفای نیست/وفا آن است که نامت را همیشه زیر لب دارم.(سارا)

۲) تو نمیدونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تو رو نمیخوام (ندا)

۳) تو عزیز دلمی (بچه منفی)

 

بازگشت

نمی خواستم مث اشکاش یه روز از چشاش بیفتم

ندونستم زیر پاهاش سنگی بی قیمت و مفتم

آرزوم بود با وجودم مث روحم آشنا شه

واسه فریاد غرورم بال پرواز صداشه

چی شده اون همه احساس اینو هرگز نمی دونم

دیگه بسمه شکستن نمی خوام عاشق بمونم

گم شدم تو شب چشماش بلکه عاشقم بدونه

واسه سر سپردگی هاش دیگه لایقم بدونه

اما امروز یه غریبه س که فقط به من می خنده

دل و دیوونه می دونه در رو دیوونه می بنده

چی شده اون همه احساس اینو هرگز نمی دونم

دیگه بسمه شکستن نمی خوام عاشق بمونم...

 

 

سلام .

تصمیم داشتم دیگه ننویسم .آپ قبلیم اسمش بود این پست آخرمه.

اما سارا باعث شد که من باز هم بنویسم . میام و مینویسم ..

نه به خاطر ندا.. نه به خاطر روزهای سخت و دردناک و گریه آورم..

مینویسم چون اینجا قبل از اینکه ندا هم بیاد جایی واسه نوشتن درددام بود...

به درخواست سارای عزیز قالب وب  و آهنگ وب رو هم عوض میکنم.

ممنون از همه شما عزیزان....راستی گیتاریست بارانی منو به یه بازی دعوت کرده

 



1.به نظرت فرق بین مشکی وسیاه چیه؟

سیاه آخر ظلماته...

2.چراشیربدون هیج انتخاباتی سلطان جنگل است؟

از بچگی ما شیر سطان جنگل بود....

3.چراهیچ میوه ای آبی نیست؟

گلابی پس چیه؟

4.دوست داری چه سوالی ازت پرسیده بشه؟

آیا عشق درنظرت مفهوم داره؟

5.دوست داشتی چند سالت بودیاباشه؟

۱۶ تا ۲۰ سالگی

6.لواشک یا تمرکدام راانتخاب می کنی؟

ذائقه ام هیچ کدوم رو نمیپسنده

7.به نظرت جامعه با مد پیشرفت میکنه یامدباجامعه؟

هیچ کدوم.

8.ازکدام بیشتر لذت میبری چیزخوردن یا خریدکردن؟

هردوتاش یه جورن

9.چرا حرف زدن وکل کل کردن هیچ وقت بامد تکراری نشده وخسته کننده نیست؟

من زیاد حرف نمیزنم...تا کسی باهام حرف نزنه کاری باهاش ندارم

10.اگربخواهی خودکاری رابخری برای امتحان چی مینویسی؟

ای دل غم هایت مبارک

11.کدام راانتخاب میکنی؟ 1اونی که دوستش داری 2اونی که دوستت داره

اونی که دوستش دارم

12.دوست داری چند سال دیگه الانت راچه رنگی ببینی؟

الانم میخوام محو بشه

13.چراباوجود اینکه چمن-درخت و...سبزندولی خسته کننده نیستند؟

اونم بعضی وقتا کسل کننده میشه

14.اگرزمین چندتاقمردیگه هم داشت .....................

اگه اینقدر که تو آسمون ستاره هست  ماه بود..بازم این آسون بی تو سیاه بود....

15.بیشتردوست داری ازکنار پنجره به طبیعت نگاه کنی یادر طبیعت به پیرامونت؟

از پنجره به طبیعت

16.ایا ماهی عاشق گربه میشه؟

نمیدونم...


17.ایانیوتن فرق سیب وپرتقال رامیدونست؟

اره میدونست

18.چرااسب نجیب&روباه مکاروگربه ملوس است؟

تو ذاتشون اینجورین

19.اسم اولین عروسک یارنگ اولین ماشینت چی بود؟

اولین ماشین بچگیم یادم نیست ولی اولین ماشین سواریم یه ۲۰۶ بژ بود.

۲۰.وقتی میگویندعشق یادچی می افتی؟

دروغ- نفرت - پشیمانی - حسرت - گریه - آه - ضجه

2۱.اگر زمین بخوری کدام مسئله ذهنت رابیشتردرگیرمیکند؟1اتفاقی برایم نیفتاده 2وسایلم نشکستند 3کسی مراندیده 4جنس مخالف این جا نباشه

وسایلم نشکسته باشه

23.چرا درنمازنباید خندید ولی گریه می توان کرد؟

نمیدونم...

24.دهمین جمله ای که دیروز گفتی؟

من یه پرنده ام........

25.درخت سرو در زمستان چه حسی داره؟

بزرگی

26. 29 اسفندرابیشتردوست داری یا اول فروردین؟

اول فروردین

27.نظرت نسبت به مداد چیه؟

کسی که تموم درددای منو مینویسه. مداده

28.دلت میخواهد عاشق باشی یامعشوق؟

عاشق بودم...


۲۹.اگردر دنیا خانم ها نبودند چی میشد؟

زندگی مختل میشد

3۰.خودتو را چندتادوست داری؟

معمولی

۳۱.کدام برات مهمتره؟ 1سروقت سرقرارباشی 2تیپ وسرووضعت درست باشه

تیپ و سر و وضعم درست باشه

3۲.بیشتر دوست داری بنویسی یابخونی؟

بخوونم

3۳.ارامش بخش ترین چیزدردنیا؟

یکی هست که دوستت داره

۳۴.اگردست تو بود اسمان را چه رنگی می کردی؟

سفید

۳۵.به نظرت ماه قشنگ تره یاخورشید؟

ماه


۳۶. دربرخوردبا شخصی اولین چیزی که موردنظرت هست چیه؟

اخلاقش

۳۷.کدام برایت مهمتره؟ 1نظردیگران درموردخودت 2نظرخودت در موردخودت

نظر مردم درباره من

۳۸.در دنیاازچی بیشترازهمه عصبانی میشی؟

مهمترین اینکه کسی منو به بازی بگیره

۳۹.به نظرت دست پخت مامانت بهترشده یا بدتر؟

دستپخت خودم از مامانم بهتره

۴۰.زشت ترین جمله ای که شنیدی؟

  دوستت دارم رو از دهن یک خالی بند

4۱- آخرين اس ام اسي كه واست اومد؟

سلام مرغ عشقم


۴۲- ته ته زندگيت كجاس؟!

داشتن یه زندگی بدون دغدغه

۴۴۳-بزرگترین خیانتی که در حقت شده؟

منو ه بازی گرفتند


۴۴-موقع دلتنگی حرفاتو به بهترین دوستت میگی یا با خدا درد دل میکنی؟؟؟

همرازم پسر خاله امه آبتین

ولی بعضی حرفارو تو دلم میریزم


۴۵- به نظرت آدم خوشبختی هستی؟

از ظاهر آره از باطن اصلا

۴۶- آخرین باری که از ته دلت خندیدی؟

دیروز عصر


۴۷-بیشتر گریه میکنی یا میخندی؟؟

معمولیم

۴8-آرامش بخش ترین جمله ای که شنیدی؟؟

هرگاه دوست داری کسی همواره به یاد تو اشد بیاد من باش که همواره بیاد توام (سوره بقره)

۴9- کدوم جمله خیلی روت تاثیر گذاشت؟؟

گوهرخود را مده بردست هرنالایقی/صبر کن پیدا شود گوهرشناس لایقی


۵0- خطت ایرانسله یا همراه اول؟

ایرانسل


۵۱-بیشتر به وقایع زندگیت فکر میکنی یا به فضای مجازی و تخیلی ذهنت؟

واقعیات

۵۲-تو خیابون وقتی راه میری سرت پایینه؟؟

بستگی داره


۵۳- دوست داری کادو برات چی بیارن؟

هرچی جز لباس

۵۴-بهترین اسم پسر و دختر چیه؟؟

اسم پسر: احسان

اسم دختر: مهسا و سارا

66-شهرت دوست داری؟؟

شهرت خوش نامی رو دوست دارم...

67- به نظرت دین جدا از سیاست باید باشه؟؟

نه
68-چرا تخته های مدرسه بااینکه سبزن میگن تخته سیاه؟؟

 والا چی بگم


69-آدم هایی که بهت بدی کردن راحت می بخشی یا نمیتونی ببخشیشون؟؟

بستگی به طرفش داره

70-چقدر جو زده میشی؟؟

معمولی

71-فرهاد بیشتر عاشق بود یا مجنون؟

اشکان متین


72-بهترین درس کتاب مدرست؟

حساب دیفرانسیل و انتگرال


74- اهل مد هستی؟؟

بـــــلـــــه


75-آدم خجالتی و متواضعی هستی؟

تا حدودی آره

 

 

این آخرین پست منه........ندا منو نمیخواد

 


این آخرین پست منه

ندا دیگه منو نمیخواد

الان یک هفته اس صداشو نشنیدم.........

اگه منو میخواست جواب   sms هامو میداد.......

اگه منو میخواست بهم زنگ میزد.........

اگه منو میخواست دلمو نمیشکست.........

اگه منو میخواست واسم ارزش قائل بود...........

اگه منو میخواست دوریم رو تحمل میکرد..........

اگه منو میخواست منو به یه تازه وارد ترجیح نمیداد..........

اگه منو میخواست صدای گریه هامو تحمل میکرد.........

اگه منو میخواست به درد و دل هام گوش میداد..........

اگه منو میخواست یه مشت دروغ و چرت و پرت تحویلم نمیداد........

 دیگه کسی رو نمیخوام

میخوام تنها باشم چند سال پیش گیتاریست بارانی تو یکی از پست هاش

که bfش بهش خیانت کرد گفت میخوام love less بمونم

منم میخوام love less بمونم


یکسال و اندکی پیش ....

اون موقع که جریان انتخابات بود........

اومدم نت....اومدم تو وبلاگم ......

یکی از دوستای اینترنتیم واسم شمارشو گذاشته بود و گفته بود که بهش بزنگم (تارا)

در ادامه اش نوشته بود قبل از اینکه زنگ بزنی یه sms بده و خودتو معرفی کن

چون من مزاحم زیاد دارم.........

چند روز بعد دوباره اومدم نت.......

واسم کامنت گذاشته بود: تویی که ۳ شبه داری بهم میزنگی؟

اون موقع من تازه شمارشو برداشتم......

sms براش فرستادم اما چون خط های تهران هنوز قطع بود بهش نرسیده بود......

خلاصه ۲ روز بعد واسش کامنت گذاشتم که شماره ۰۹.... منم

چند روز بعد sms ها درست شد.......

دوماه بعدش بهش گفتم که من از ۲ سال پیش هم تو اینترنت شیفته ات بودم....

اونم عشقمو قبول کرد.....

شدیم ۲ تا دوست....

من دوست داشتم جای خواهرم باشه.....

برام love ترکوند و شدیم دوست.....

۸ ماه بعد از دوستیمون فهمیدم اسم واقعیش ندا س......

ندا اونی که من میخواستم نبود.... جدا میگم

وقتی با هم تلفنی صحبت میکردیم علنا میگفت گوشی رو قطع کن آبتین پشت خطه

گوشی رو قطع کن مهدی پشت خطه.......

دارم با پوریا sms بازی میکنم...

اشکان من کانتکتم بیشتر اسم پسر توشه تا دختر  ( البته با خنده )

اشکان جات خالی رفتیم درکه با دوستای شوهر خواهرم( محمد)

اشکان جات خالی امروز با همکلاسیم اشکان طاروردی پیاده ازمیدون  امام حسین  تادانشگاه رفتیم...

اشکان جات خالی امروز رفتیم خونه عمه ام آبتین هم اومد.....

رگ غیرتم گل میکرد اعصابم داغون میشد

ولی...............

یه شب حدودا آذر ماه بود داشتیم sms میدادیم یهو یه sms داد

" سعید جونم من میرم شام میخورم دوباره بهت sms میدم"

من عصبانی شدم..بهش زنگ زدم گفتم سعید کیه؟

گفت این sms دوستم بوده که به BF ش میداده داده به من

منم اشتباهی دادم به تو....

بهش گفتم ندا من گوشام دراز نیست و گوشی رو قطع کردم........

ندا جدا منو خر فرض کردی؟

فکر کردی چون چیزی بهت نمیگم و تو دلم میذارم نفهمم؟

چند بار بهت گفتم با این تیپ و قیافه نرو بیرون؟

چند بار بهت گفتم قید پسرا رو بزن؟

باهاش قطع رابطه کردم.....

بعد ۳ماه از بس به بهزاد زنگ زد و گفت اشکان برگرد من برگشتم

۲۹/فروردین/۸۹

ندا یادته ۴ شب از ۱۲ تا ۱:۳۰ صبح گوشیت اشغال بود؟

شب اول گفتی با مهسا همکلاسیت داشتی حرف میزدی

شب دوم گفتی با فائزه دوستت داشتی میحرفیدی

شب سوم گفتی اشکان خط های ایرانسل قاطی داره

شب چهارم سرم داد کشیدی گفتی؟

به تو چه؟ من با هرکی بخوام حرف میزنم...به تو هم هیچ ربطی نداره

منو کنترل نکن

یادته<؟؟؟؟؟؟؟؟

قصه پوریا و امیر و مهدی و آبتین و پوریا و  اشکان طاروردی و علی سلیمانی رو هنوز یادم نرفته

قصه اینکه گفتی شمارمو بهت دادم تا باهات رفیق بشم و دلتو بشکونم و انتقام از پسرا بگیرم یادم نرفته

قصه اینکه دروغی گفتی معتاد شدم و مشروب میخورم و سیگار میکشم یادم نرفته

قصه ینکه بهزاد مزاحم تلفنی ات شد و تو بهش پا  دادی یادم نرفته

اصلا از همونجا بود که فهمیدم اسمت نداس نه تارا...........

قصه اینکه دروغی گفتی قید دانشگاهو زدم یادم نرفته ( میدونستم دانشگاه میری)

قصه اینکه به دروغ میگفتی میرم سر کار یادم نرفته........

قصه اینکه اون روز  گفتی من و مهسا و فائزه و دوست پسر فائزه (فرهاد)

۴ نفری با یه موتور رفتیم تاب خوردیم رو انتظار داشتی من باور کنم؟؟؟؟؟

منو خر فرض کردی؟

قصه اینکه نامزدی به نام امین داشتی و قیدشو زدی رو باور کنم؟

 انتظار نداشته باش حرفاتو باور کنم

تویی که منو مسخره کردی بخاطر تیپ ساده ام

تویی که منو مسخره کردی بخاطر موهام که فشن نبود

تویی که منو مسخره کردی چون میرم مسجد و نمازام سر وقته

تویی که من مسخره کردی چون اعتقاد به محرم و نامحرم دارم

تویی که منو مسخره کردی که کفشام گرون قیمت نیست

تویی که منو مسخره کردی چون شارژ نداشتم جوابsms بدم

برو...........................................

برو با کسی که نماز نخونه...و اعتقاداتش به خدا صفر باشه

کسی که بدونه مشروب چه رنگیه...و سیگار بکشه

 کسی که کفشاش گرون قیمته و موهاش فشنه و تیپش ساده نیست

 کسی که شارژ داشته باشه و ماشین آخرین مد..............

من حتی یک بار از نزدیک نیومدم ببینمت چون اون موقعی که اومدم ببینمت نیومدی...

خودت نمیخواستی منو ببینی

پارسال اون روزی که اومدی شاهین شهر گفتم بیا ببینمت

خودم میام شاهین شهر نیومدی...

اون روزی که بهت گفتم اومدم تهران خونه دوستمم خونشون تجریشه

گفتی من نمیام.....

دفعه سوم گفتم ندا اومدم تهران الان اکباتانم بیا ببینمت

گفتی من واسم افت کلاسه بیام اکباتان

گفتم خب تو بگو کجا؟ من میام...بیام خونتون؟

گفتی نه..............

گفتم بیام محلتون؟

گفتی نه...... و یه دعوای دروغی ساختی که نیام

منم واسه همین چند روز پیش نیومدم میدون نقش جهان و ببینمت

حمید دوستم رو فرستادم...

اگه منو میخواستی نمیگفتی حمید بیا با هم بریم بیرون

اگه منو میخواستی الان تو این ۵ روز یه اس میدادی

آخرین sms رو دارم:

Hamin 2khtaraye esfi zaghart be dardet mikhore. bye 4ever

یادت باشه خودت دادی

bye 4ever

 



خداحافظ
خداحافظ اي قصه عاشقانه

خداحافظ
خداحافظ اي آبي روشن عشق
خداحافظ اي عطر شعر شبانه
خداحافظ
خداحافظ اي همنشين هميشه
خداحاااااااافظ اي داغ بر دل نشسته
خداحافظ اي بهار هميشه

اگر مانده بودی (سعیدرضا)

 

پ.ن: امید عزیز وقتی عشق بیاد چشم و گوشت بسته میشه....فکر میکردم کنارش خوشبخت ترین  آدمم حاضر بودم واسش همه کار بکنم... همه کار.........

شدم بازیچه دست ندا...............

شاید گیتاریست بارانی راست میگه:

: گوهر خود را ندم بر دست هر نالایقی

صبر کنم پیدا میشه گوهرشناس لایقی

ولی من دیگه عاشق نمیشم...................

دنیا باهام بد جور تا کرد....

 

نگار .....   مینا...... اینم سومیش ندا

 

 

پ. ن ۱:وداع: پرواز وبلاگش رو حذف کرد

پ. ن ۲: گیتاریست بارانی قبولیت در دانشگاه تبریک میگم

پ. ن ۳: کسی از بچه منفی خبر نداره؟

پ.ن ۴: ندا ای کاش ....................

 

 

بسه دنیا نگه دار..........

من میخوام پیاده شم...................

اینم آیدی من:

ashkan-_-_-master@att.net

 

عشق الکی

سلام.....................

 

بعد چندين ماه

 

اومدم بگم عشق الكيه

اوني كه ميگه دوستت داره فقط شعار ميده

 

نزديك ۸ماه عاشق ندا بودم................

ميپرستيدمش

دوستش داشتم

ميگفت دوستم داره ولي دروغ ميگفت........

هيچ وقت به خاطر من كاري نكرد كه خوشحالم كنه

هزار بار بهش گفتم ندا با هركسي حرف نزن

هرموقع به من زنگ ميزد ميگفت اشكان امروز آبتين بهم زنگيد

امروز مهدي بهم زنگيد

امروز پوريا بهم زنگيد

امير كه ديگه جاي خود داشت

داشت باهام تلفني حرف ميزد ولي جواب پيامك هاي مهدي رو ميداد

جتي يه بار ميخواستم امتحانش كنم شمارشو دادم به بهزاد دوستم

به بهزاد هم ميزنگيد

يه نفر تو دانشگاهشون بود كه عاشق ندا شده بود اسمش علي بود

از دانشگاه ميومد فقط از علي و بهزاتد و اشكان و ساميار و كلا بچه هاي دانشگاه ميحرفيد

شماره گوشيشو همه پسراي كلاسشون داشتند

اخر بارم كه اين پوريا ول كن نبود

رك و راست ميگفت اشكان ميخوام با پوريا حرف بزنم

يكي دوبار هم پيامك اشتباه زد رو گوشيم سعيد جان شبت بخير

حالا واقعا نميدونم سعيد كي بود

البته ميگفت سعيد دوست پسره دوستمه

شمارشو غير پسراي دانشگاه دوستاي محمد)شوهرخواهرش) هم داشتند...........

 

شما جاي من بوديد چيكار ميكرديد

حاضر نميشد بره خطشو عوض كنه

بهم ميگفت اشكان اينا همه سرگرمين تو عشق مني

شما جاي من بوديد چيكارميكرديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بقيه حرفا بماند

 

اين فقط گوشه هايي از حرفاش بود..................

 

جاي من بوديد چيكار ميكرديد؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

به خدا اگه هنوز برگرده دوستش دارم

دلتنگم

نمیدونم چندروزه .....

 چندماه ... که

 دلبسته ی نگاه بی تفاوتت

 شدم ....

اما خوب می دونم

تو این غربت و غریبی

 تنها تو

مرا در ماندن به اینجا

راغب کردی .

خودتت نمی دانی

 که هر روز و شب

دست به آسمان بی همتا می برم

 و به خالق تمام آسمانها

راز دل می گشایم .....

بی اندازه در انتظار

 آن روزم که مرا

 به سوی

عشق پاک خود بخواهی

 آنوقت زندگی ام را

 عاشقانه در راه

آرامش دل مهربان تو می گذارم .

خدایا کمکم کن ....

بی اندازه دوستش دارم .....

او نمی داند

ولی تو خدایی ....

تو از تمام اسرار با خبری .....

عشق مرا

 در دل مهربانش جوانه

 بزن .....

پائیز اومد

 

 

 

ادامه نوشته

نبودنت واسم شده یه عادت

کارت پستال درخواستی...WWW.ORCHID.BLOGFA.COM

 

ادامه نوشته

بیاد تو........

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم
در میان لاله و گل آشیانی داشتیم
ادامه نوشته

عشق چیه؟هان؟

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

 

 
 
 
 
ادامه نوشته

زندگی  یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(پست نظر خواهی)

زندگی رسم خوشایندی ست

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود

ادامه نوشته

باور کن.تنهاترینم

باور کن...

ديگر نه پايي دارم كه پا به پاي بودنت بدوم،
نه نگاهي كه در انتظارت بمانم.
واژه ها را هم پيدا نمي كنم.
اين دستها هم، ديگر از سرما يخ زده است!
كمي دورتر از حضور خيال من و تو، پچ پچ ها را مي شنوي؟!
مي گويند اگر نباشي بغضم سبك مي شود.
آنوقت تنها من مي مانم و من.
آنوقت ديگر نه فرياد مي كنم نه سكوت.
آنوقت ديگر پاهايم آبله نمي زند از اين همه دويدن پي ات.
مي گويند اگر نباشي به هيچ كجاي من و اين دنيا بر نمي خورد.
آنوقت فقط من مي مانم و اين همه شعر كه مي دانم در انتظار نگاهم هستند.
آنوقت فقط من مي مانم و اين همه دلتنگي هايي كه بيقرار ِبودنم مي شوند.
آنوقت فقط من مي مانم و اين همه نگاه كه مي دانم براي فردايشان دستهايم را مي خواهند.
مي گويند اگر نباشي، خنده با نگاهم آشتي مي كند!
مي گويند اگر نباشي، دوباره به ياد مي آورم بهار كي از راه مي رسد!
مي گويند اگر نباشي،...
نگاه از من پنهان نكن!
آنها مي گويند.
اما من...
هنوز هم همه فصلها را تنها پاييز مي بينم،
هنوز هم دلم هواي باران دارد و دلتنگي هاي شبانه.
هنوز هم در پي عطر ياس هستم و هق هق نبودنت.
هنوز هم دستهايت را مي خواهم.
ولی هنوز هم هیچ کس را دوست ندارم ..... !!!

 

باور کن تنهاترین تنها منم

اشکان

تلخ ترین روز زندگی

سلام من باز اومدم.به نظرتون من کجا باشم خوبه؟در حال حاضر بنده ته کلاس نشستم.و دارم پست مینویسم.فک کنم استاد داره درس میده..

یه حرفایی باید میزدم.مخصوصا با حرف یکی از شما (شیرین خانم)

عشق ما دو طرفه بود.من یه طرفش اونم یه طرفش . غرض گفتن این حرفا نیست.به زیر سوال رفتن همه رویاهاییه که من تو خواب دیده بودم و میخواستم به واقعیت بپیونده...

شایدم عشق ما یه طرفه بود اما دادن و گرفتن یه حلقه و یه عقد موقت اینم یه طرفه س ؟؟؟؟؟؟؟

خدایا شکرت که تا همین جا بود و تموم شد.بیشتر جلو رفته بودیم فک کنم الان سینه ی قبرستون بودم.

می دونید چه طوری عشق ما به هم خورد.یه روز من رفتم کافی شاپ دوستم حمید که با هم بریم باشگاه.این خانم در کمال پر رویی با یه پسر دست همو گرفته بودندو......................

بگذریم.من خوب نشناخته بودمش.الهی شکر عقدمون موقت بود تا با هم بیشتر آشنا بشیم و ....  چقدر هم آشنایی ما درست از آب دراومد..اصلا ما رفت و آمد.و خواستگاری و عقد و با هم بودن و جداشدنمون باور میکنید ۲۶روز شد؟ به ماانم گفتم دستت درد نکنه با این عروس پیدا کردنت.

چی کار کنیم به نظر شما خوبه؟ از اون ماجرا به بعد که تقریبا داره به یکماه میرسه از هر چی دختره متنفرم.

الهی هیشکی مث من به دردای اینجوری مبتلا نشه.فعلاBayBay

 

پدر

سلام پدر یا همون بابای دوس داشتنی ام امروز ۱۸ اردیبهشت بود.۱۵سال گذشت ولی من هنوز منتظرتم.امروز خیلی خیلی بیشتر از همه ی سالا بهت احتیاج داشتم.امروز خیلی واست گریه کردم بابا فهمیدی؟به نظرت چند ساعت سر  خاکت بودم. اومدم حدودا ۱۲بود تا ۵/۳چقد میشه؟                       ولی هرچی هم پیشت بودم کم بود .امروز بابای پیام از شهرستان زنگ زد و تولدش رو پیشاپیش تبریک گفت.بابا تو چند تا تولدام پیشم بودی؟میدونم پنج تا و نصفی هنوز شیش سالم نشده بود که رفتی .اون روزا رفتنت رو نمیفهمیدم اما حالا با تموم وجود درک میکنم.بابا تو که داشتی میرفتی من و مامانم می بردی.امروز بهارنارنج حیاط بو نمی داد  شاید اونم مث من غمگین بود.

راستی بابا چقد از من و مامان خبر داری؟میدونی من بزرگ شدم و میرم دانشگاه میدونی ترم ششمم دانشگامم داره تموم میشه.راستی چرا انقدر من دلم زود به زود واست تنگ میشه.حداقل هفته ای یکبار خوابت و میبینم.هر لحظه یه بار تنفست می کنم.بابا فهمیدی من تو عشق شکست بزرگی رو متحمل شدم ؟شاید اگه پیشم بودی کلی واست درد و دل میکردم. بابا فهمیدی اون یکی رو جز من داشت؟    بابا تو چند بار عاشق شدی؟اگه پیشم بودی مسلما هزار بار اینا رو گفته بودی.

همه این حرفا رو زدم که بگم :هنوز منتظرتیم هم من هم مامان...                                                    میدونی مامان هنوز عاشقته؟هیچی نمیگه اما من از تو چشاش میخونم .شاید واسه همینه که هیچ وقت دیگه ازدواج نکرد.بابا راستی تو هنوز مامانو دوس داری؟امروز به عکس جدید ازت گذاشتم تو اتاقم  عکسیه که چند روز پیش از اون تصادف گرفته بودی حتی اجل بهت مهلت نداد عکست رو ببینی.امروز یکی اومد سر خاکت بعد منو محکم گرفت تو بغلش و زار زار گریه کرد .بعدا فهمیدم مامانته.یعنی مامان بزرگ من .۱۵ سال بود ندیده بودمشون.تو که میدونی بعد از رفتنت چه به سر من و مامان آوردند مامان بزرگ میگفت تو خود مجید منی هرچی من گفتم من نوتم اشکان. میگفت نه تو مجید منی

بگذریم خیلی دلش هواتو کرده بود اگه روحت اونجا شاهد بود که هیچی اگه نبود یه سر به مامانت تو خواب یا بیداری بزن............

دل من هواتو کرده کاش میشد تو رو ببینم                   کاش بشه تو خواب دوباره دست سردتو بگیرم

اون یکی رو جز من داشت

سلام حالا که می خوام شروع کنم که این پستو بنویسم>دارم میام چند وقتی نبودم و رفته  بودم تا سر حد عشق.....اونجایی قصه لیلی و مجنون آغاز میشه..اونجایی که به قول مدرن تر ها میرسی به جایی

که میگی:خودم خودت خدا

آره داشتم میگفتم رفتم اما حالا برگشتم

من  از یک شکست عاشقانه میام.  بذار همه واسه این اعتراف سخت سرزنشم کنند.شکست نه واسه  پنهان کردنه و نه واسه پنهان شدن...

میگن از صبح بنویس  و از آفتاب و من چه جوری از خورشید بنویسم وقتی که تموم شب آسمون چشمام بارون اشک می ریخت...همه دلشون میخواد نقش آدم های + رو در بیارن اما من فک میکنم این خیلی خوبه نمیتونم ادای آدمای خوشبخت رو دربیارم.بی ستاره ام و صورتی با طعم معطر بهارنارنج که حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است..

قرار بود حقیقت رو بگم .حقیقتی که درد رو به درد میاره و آتیش رو میسوزونه...

خبر کاملا ناگوار و حقیقی ست:

ا و ن ی ک ی ر و ج ز م ن د ا ش ت         (اون یکی رو جز من داشت)

سکوت میکنم تا به خاک سپردن آخرین خاکستر های آرزوی برباد رفته ام آبرومند باشد.

گریه میکنم باشکوه مثل اقیانوس.بلند مثل اورست.او نمیشنود و نمیدا ند که ماه خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست.فقط یک سوال در ذهنم مانده است:

چی کار کرد این دل سادم؟     که از چشم تو افتادم؟؟

 

این پست تقدیم به دل ساده ی خودم >شکست خورده هایی مث من و همه ی بی ستاره های  این سرزمین..

مرسی .<اشکان بی باک<